
مجروح از روي ناچاري گفت من مرد نيستم و دخترم، ميل ندارد لباس از تن بكنم، ستارخان منقلب و چشمانش پر از اشك شد و گفت: (دختر من، من كه هنوز زنده هستم، تو چرا به جنگ رفتي؟) (دخترم در ستاد بسيج مقاومت مستقر در مسجد جودالئمه مشغول خدمت بود كه مسجد مورد اصابت توپ قرار گرفت شصت شهيد و بيست و شش مجروح از اين حادثه باقي ماند. يكي از اين مجروحين دخترم بود. او از ناحيه كتف، دست و پا و زبان و صورت به طور كلي يك طرف بدن كاملاً صدمه ديد، حالا هم ازدواج كرده و از نظر عفت و پاكدامني و حفظ ارزشهاي متعالي به لطف خدا بسيار متعهدانه رفتار مي كند) يكي از دغدغه ها و ناراحتي هايي كه در بعضي از خانواده هاي ايراني به خصوص مرزنشينان مناطق غربي يا مناطقي كه مورد هجوم وحشيانه هواپيماها و موشكهاي هوايي رژيم بعث عراق قرار مي گرفتند. مجروح يا آسيب ديدن اعضاي خانواده به خصوص خواهران عزيز و عفيف ماست. در طول جنگ تحميلي يا حتي قبل از آن در دوران مبارزات ملت ايران بر ضد نظام شاهنشاهي بسياري از خواهران انقلابي و مبارز در اثر هجوم وحشيانه قواي امنيتي شاه و بعد از آن حملات ارتش بعثي به مناطق مسكوني در دوران دفاع مقدس، به درجه رفيع جانبازي نايل آمده اند. در يك تقسيم بندي ساده و قابل فهم علت جانبازي خواهران در طول اين مدت بر دو اساس است. البته لازم به توضيح است كه ما در اين نوشتار در مورد تجاوزگريهاي قواي عراقي صحبت مي كنيم. و تحقيق پيرامون خواهران جانبازي كه در طول انقلاب از قواي طاغوتي ضربه و صدمه خورده اند، نيازمند نوشتار و تحقيقي دگرباره و جدا مي باشد. گفتيم كه در مورد علت جانبازي خواهران يك تقسيم بندي وجود دارد بر اين اساس


